بانوی کرامت

2ام مرداد, 1396

اشتراک گذاری این مطلب!

الفبای فرهنگ معصومه(ع)

2ام مرداد, 1396

به نام خدا
بانوى کرامت ، تو آيت بزرگ خدايى که عارفان سترگ و عرشيان خاک نشين بر سنگ آستانه ات بوسه مى زنند .
مراجع عظام از مرقد مقدست نور و نيرو مى گيرند .
غرورها همه در آستان قدسى ات غروب مى کند ، شاهان ، سر تسليم بر آستانه ات نهاده اند ،و دهها شاهزاده و وکيل و وزير ، به غلامى و چاکرى اين بارگاه بهشتى مى بالند .
عالمان ، مفسران ، محدثان ، خطيبان ، محققان و نويسندگان ، صالحان ،صديقان و شهيدان هزاران ، هزاران ، در باغ بابلان تو نغمه سرايى دارند .
سلام اى کوثرستان سخاوت که از دست تو مى بارد کرامت
الفباى فرهنگ معصومه (ع) را به خاک پاى تو تقديم مى دارم و اين ستايشنامه را شايسته ايوان بلند آينه ات نمى دانم .
- آ -
آدم در بامداد ميلادت به خويش مى بالد و آسمان را آذين مى بندد .
آواى زيباى -آزادي- از آستان بلندت به گوش مى رسد ؛ -آزادي- در زيارت تو به -استقلال- مى رسد . -پيروزي-چشم اميد به آسمان کرامت تو دوخته است . آفتاب آئينه دار طلعت توست . آرزوى زائرانت زيارت مهدى (عج) است . تو آب حيات تشنگان آئين خدايى و عالمه آل محمد (ص) .
- الف -
الفباى اسلام را شما به جهان آموختيد . ارمغان اخوت را از دارالايمان تو داريم . احسان و اخلاق وايثار را در حريم تو مى آموزيم و باغ ارم را در ساحل آستانت مى جوييم . درعصر انتطار ، فقيهان ، انديشمندان شهر تو را جانشين حجت خدا مى دانيم.
- ب-
تو بانوى بوستان توحيدي. برج بلند اميدى . بارگاهت کانون بيدارى است و باغ سرسبز زندگى . بهشت موعود الهى در انتظار زائران ديار توست. اى بانوى بزرگ !
-بيت النور- پر نورتر و باران بهار آفرين الهى برسرزمين قم هميشه ريزان باد .
- پ-
پاکى و طهارت ميراث خاندان شماست ، پيروزى ، پاداش پروردگار به پيروان راستين شما و پارسايى ، -پايان نامه - دانش آموختگان مدرسه عشق شما. دل پيران عارف پاى بست معصومه (ع) است . و پادگان جوانان پاک دل پاى تخت معصومه (ع) . پرچمش در اهتزاز و پروانگان پيرامونش هماره در پرواز .
- ت -
تربت قم ، تاج تشيع بر سردارد . تنديس فداکارى است . تاريخ ايمان و تلاش شيعه است و کارگاه تابوت طاغوت ها . تکبير گويان قم ، تن پوش تقوا به تن دارند و تبه کاران از تندر قيام قم تب لرزه مى گيرند . زائرانش تکبير و تسبيح و تحميد - شعار جاودانه زهرا (ع) - را در زيارت تو تکرار مى کنند .
- ث -
تو خواهر ثامن الحججى ، آفتاب طوس.
تو ثانى کوثرى ، مهتاب مدينه .
تو ثمره درخت امامتى و در ثمين ولايت.
ديدار کويت ثواب بهشت برين دارد .
مدح و ثنايت سرمه ديدگان ساعت ها و ثانيه ست .
- ج -
چشم و چراغ قم و سرچشمه فياض فيضيه ، فاطمه معصومه (ع) است . چادر نمازش افتخار چراغ اخضر است و چرخ نخ ريسى مارش مدار استقلال کشور . چترعنايت بر سر جهان دارد .
نامش ، چهل کليد چاره ساز مشکل هاست. چهل اختران ، همراهان شيدايش ، و چشمه آفتاب ، قصه اى از چلچراغ ايوانش .
- ح -
معصومه جان !
حرمت ،حوزه حيات وحقيقت است وصحن وسرايت . پايگاه دفاع از حياء و حجاب و حکمت و حشمت .
هنوز صداى رساى - فقيه بافقى - در دفاع از حجاب و حرمت خانه ات در آفاق قم طنين دارد . و حضور حقيرانه حمايل پوشان رضاخانى فراموش نشده است .
تو فرزند فرزانه حسنين و حامى باوفاى پيرخمينى ، تو بانوى حماسه و حريتى که حديث غدير را به روايت نشستى .
- خ -
خدا را ناموس ،خديجه را دختر ، و خورشيد خراسان را خواهرى .
توخاتون محشرى که عطر خاتم پيامبران و خديجه بزرگ را به ديار قم آوردى و خاک قم را تا اوج خورشيد برکشيدى . با اقامت هفده روزه در اين ديار، بين قم و مدينه عقد اخوت بستى و بذر -خردورزي- کاشتى و خوشه هاي-خدمت- و -مهر-
و -عدالت- و-اخلاق آسماني- به خلق جهان بخشيدى .
- د -
دين از ديار تو، راه مى سپرد و آفاق گيتى را فتح مى کند و ديو و دد ازدر گاهت مى گريزد. دل هاى حق باوران با ياد خاندان شما مى تپد. درس قران و درايت حديث در سايه بلند تو تدريس مى شود. دولت سراى شما دارالشفاى دردمندان است و دستان کرمت ، دستگيره ستارگان و درفش -دولت ابرار-.
- ذ -
ذى القعده هنوز ذوق زده ميلاد توست. ذلت از زندگى شما خانواده بدور است. ذوالفقار على (ع) پشتوانه انديشه هاى عزت آفرين شماست . شما ذريه پيامبر رحمتيد.
ذکر خدا بر لب داريد و ذره پرورى را از ذات ذوالجلال آموختيد.
حافظه گيتى بزرگترين ذبيح تاريخ را از قبيله شما مى شناسد. ذاکره روزگار براي
بشريت ذخيره اى چون فرهنگ و معارف شما به ياد ندارد و بيداد در کوير قم چو نمک ذوب مى شود.
- ر -
-رواق نور- تو، يادآور-روضه نبوي- است. تو راه قم را به مدينه رسول (ص) گشودى و روح -رضوي- در کالبد شهر و کشور ما تو دميدى . در راه رضاى دوست ، برادرى چون امام رضا (ع) داري. و خود -راضيه مرضيه اى - که باب رحمت و رضوان رب العالمين را در برابر ما باز کردي.
- ز -
زاغه نشينان ، نام شهر تو را زمزمه مى کنند و زنان و مردان آگاه عالم از زمزم عرفان تو سيراب مى شوند.
زمين و زمان شاهد زهد و ساده زيستى شماست . زر و زور و تزوير در کوره ولاى شما مى گدازد و ديو زشتى در زنجير همت شماست . تو يادگار زهرايى و همتاى زينب کبري. آسمان زندگى به نام شما زينت يافته است.
- س -
سلام معصومه (ع)!
سلام هى حتى مطلع الفجر.
سلام قولا من رب رحيم.
هفت سين سلام و سلامت ، تقديم به سيماى والاى تو باد. که ستارگان ، سرود سبز تو را مى خوانند. تو زاده سپهر ولايتي. تو فرزند سلطان دلهايى که سرافرازان عالم دست بر سينه به خدمتت ايستاده اند.
-ستارگان حرم - فهرستى از سرداران فرهنگ شماست.
- ش -
شما ، از اهل بيت آفتابيد گل جان محمد را گلابيد
شاهچراغ برادر و ياورت. و شاه خراسان امام و رهبر شماست.
شهيدان ، پروردگان دامان تربيت شمايند و شمع تاريخ و شاهد فردا.
شبيه زينبى و شيداى زهرا(ع) ، شهره کرامتى و شفيعه محشر.
من شهادت مى دهم معصومه اى افتخار هر ديار شيعه اى
- ص -
صداقت را بايد از تو آموخت که صديقه اى از تبار صادقاني. صراط مستقيم ، راهى به سوى ولايت توست. در صدف صداى رساى عدالت. در صبورى به زينب اقتدا کردى و به -صحن عتيق- تو صلاى آزادى در سر دارد. صحن نوات نويد نور و روشنايى مى دهد.
- ض -
ضريح پر نورت ،کانون همه عشق هاست. و سفره ضيافتت گسترده در برابر تمام نيازها. ضمير زائران را تو خوب مى خوانى ضماد و مرهم زخمها را تو خوب مى شناسى . آهوان رهيده از صيادان شرق و غرب را تو خوب ضمانت مى کنى . آرى ،تو خواهر ضامن آهويي. تو همان ضياء گسترى که ضلال در حريمت نيست.
- ط -
طوبى لهم ، طوبى لهم ، ثم طوبى لهم .
اين دعاى صادق آل محمد(ص) براى قم و قم انديشان تاريخ است.
سرزمينى که طلا و تيغ و طبر را به تسبيح و رکوع و سجود معصومه (ع) مى بندد.
طاعون از مردمانش بدور است و طاغوت در زمينش زنده بگور.مردومانش اهل
طاعت و طهارت و تقوا و تلاوت و رکوع و سجودند. و حوزه اش طوباى علم و جهاد و شهادت.
- ظ -
ظلم و ظلمت از افق حيات معصومه(ع) و معصومين(ع) مى گريزد.
قم ديار شيعه است و شيعه، اهل صبر و ظفر.
ظاهربينى و ظاهرسازى در حوزه فقاهت قم نيست. ظرافت انديشه و ظلال هدايت، فراوان است.
و شک و ظن و گمان بر يقين ابراهيمى اين خاندان فائق نمى آيد.
از-ظهر عاشورا-تا -عصر عاشورا-، قم پاسدار نور بوده و خواهد بود.
- ع -
-عشق عترت- در درياى قم موج مى زند و -عطر ايمان- در فضاى قم پخش مى شود.
-عقيق- حقيقت در کوهسار قم مى رويد و علم و عصمت از جويبار جوار معصومه (ع) مى جوشد. قم -عش- و آشيانه آل محمد است و مرزبان -عرفان-و-عاشورا-.
کعبه و فريب فرزندان فاطمه يورش آورده اند ؛
اما فيل سواران فرهنگى امروز هم با فرهنگ فاطمى و عدالت علوى منکوب و سرکوب خواهند شد. خانه خدا و زادگاه علي(ع) معبد و مطاف فرشتگان جاودان مى ماند.
- غ -
غبار غربت و غفلت و غرور در سايه سار حضرت معصومه (ع) محو مى شود.
غريو شادى و محبت و مردانگى بر مى خيزد. غزال قم به سوى آل محمد مى گريزد و عندليب قم غزلسراى باغ غدير است. غلو در حوزه قداست قم نيست. غليان عاطفه و غوغاى غيرت است.
- ف -
حديث فاطميات را بايد از فاطمه (ع) آموخت. و فرهنگ فيضيه را بايد از معصومه (ع) گرفت. نياز به حضور زنان مسلمان در بازى هاى استعمارى و کشورهاى کفر نيست. با ايمان و آگاهى و عفاف خواهران ما فلک الافلاک فضيلت و فطانت فتح مى گردد و فريب و فسانه و فسون رخت بر مى بندد. و حديث کمبود عقل ، دور از فضاى زندگى فاطمه(ع) و فاطمه هاى بافضيلت تاريخ است. فردوس برين و فرشتگان آسمان و زمين ، ميلاد فرزانگانى چون فاطمه (ع) را جشن مى گيرند. فيل -زن سالاري- با فرهنگ فاطمه (ع) سرکوب مى شود امروز مثلث فمينسيم و فرماليسم و فرويديسيم چون فيل سواران ابرهه براى تخريب کعبه و فريب فرزندان فاطمه يورش
آورده اند ؛ اما فيل سواران فرهنگى امروز هم با فرهنگ فاطمى و عدالت علوى منکوب و سرکوب خواهند شد. خانه خدا و زادگاه علي(ع) معبد و مطاف فرشتگان جاودان مى ماند.
- ق -
قم را بدون قران و قنوت و قربانى و قناعت نمى توان تفسير کرد. در عصر غيبت ،قم قائم مقام مهدى موعود (عج) است. قايق قم در اقيانوس عالم غرق نمى شود و در امن و امان پيش مى رود. قالى قم ، قاليچه سليمان است و فاطمه معصومه (ع) ملکه اين ديار. فاطمه معصومه (ع) فقط هفده روز در اين شهر زندگى کرد ؛ ولى قلب قم تا قيام قيامت به ياد معصومه (ع) مى تپد.
- ک -
فاطمه (ع) ، کوثرى است که در کوير جوشيده است و کبوترى خدايى است که پيام کربلا با خود دارد. کشتى نوح به برکت خاندان او به سلامت گذشت و کهکشان پرستاره ، آينه ايوان اوست. کودک عقل و احساس ما از شناخت او ناتوان است. خدمت در کفشداريش افتخار بزرگان است و نامش اکسير اعظم و کيمياى کمال.
- گ -
فاطمه معصومه(ع) و شهر قم ،گنج عفت است و گلزار ولايت. گوهر زيباى خلقت است و گنبد بلند هدايت.
گل مريم است و گلاب مدينه . گهواره اش پر نور ،گلشن هميشه شکفته. مقدمش گلباران و بلبلش هميشه غزلخوان ،و خاکش مهر جبين ، آبش گرداب هلاکت شياطين.
صحن و سراى معصومه (ع) -مدرسه اخيار-است و گلزار شيخانش -گلشن ابرار-.
- ل -
تو لؤلؤ مکنونى که وقتى لب گشودى لا و الا را به بشريت آموختي.
راه هر گونه شرک را با لا حول و لا قوه الا بالله بستى ، صدها معدن -لعل- و -لاجورد- و -لؤلؤلالا- و -احجار کريمه- را در سايه نگاهت پروردي. -لمعه- شهيدين متن درسى حريم توست و هزاران شهيد ، فارغ التحصيل مدرسه عشق تو، لهو و لعب - اگر چه به نام بازى ورزش از ساحت قدست بدور است. تو خلق را از ناسوت به لاهوت فرا مى خواني.
- م -
تو مريم آل محمدى که موساى کاظم (ع) به تو فداها ابوها گفت. تواز تبار موساى کليم و وارث مسيح بزرگي. -موسى بن خزرج- به ميزبانى چند روزه ات مى بالد. - ميدان مير- هنوز خاطره گامهاى قدسى ات را به ياد دارد. مسجد اعظم معبد و مدرس فرزندان معنوى تو است. تو ميزبان مداوم مراجع تقليد و مرزبان هميشه حريم ولايت و توحيدي. تو محدثه مهربان آل طاهايي.
- ن -
نقش نگين قم ،نام اهورايى توست و نقاره خانه ات نماد شادى مردم. تو از نسل نبوتى و اصل ولايت. نجمه مادر نور آفرين توست و دربهاى نقره فامت باب نجات ما. چرخ نيلوفرى شيداى قبه نورانى توست و چشم خورشيد تشنه نگاه برگنبد ملکوتى تو. نسيم بامدادى معطر از عطر نماز و نيايش تو. نشان از بانوى بى نشان دارى ، ناموس خدايى که شاگردان مکتبت ناقوس مرگ فرعون و قارون وهامان روزگار را به صدا در آورده اند.
- و -
تو وارث فضائل پاکان تاريخى و پاسدار ايمان و عفاف و عدالت تو ارزش ها را در قربانگاه ورزش و اقتصاد قربانى نکردي. وقتى ولاى تو در دلم جا گرفت ، قلبم وسعت دريا يافت. تو ولى نعمت مائى و واسطه هدايت ما.
وطن بزرگ اسلامى و امدار ولاى تواست.
- ه -
هفت اقليم و امدار عقل سليم شماست. اگر هاجر از صفا تا مروه راه پيمود ، معصومه (ع) از مدينه تا قم را بى هراس و با هدف در نورديد.
اگر براى هاجر و اسماعيل در کوهساران مکه چشمه زمزم جوشيد ، فاطمه معصومه (ع) کوثر فيضيه را در کوير قم پديد آورد. و هزاران تشنه هدايت را سيراب کرد. او هاجرى ديگراست که هماى سعادت بربامش مى نشيند و نواى هدايت از نايش بر مى خيزد.
- ي -
تو ياس سپيد ياسينى و ياقوت سبز قبيله طاها. ياور محرمانى و يادگار پيامبران. ديو ياس را به زندان يقين کشيدى و راه را بر ياجوج و ماجوج امروز جهان -ليبرال دمکراسي- بستي. و يغماگران يهود را به -ياويلنا- واداشتي.
سلام بر تو اى يد بيضاى موسوى و اى مريم مقدس مدينه ، اى دخت افتاب. سلام هى حتى مطلع الفجر.

منبع:سایت شهید آوینی

اشتراک گذاری این مطلب!

به بهانه ولادت کریمه اهل بیت (س)

2ام مرداد, 1396

روایت فاطمیات

حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها از فاطمه دختر امام صادق عليه السلام از فاطمه دختر امام باقر عليه السلام از فاطمه دختر امام سجاد عليه السلام از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام از زينب دختر اميرالمؤمنين عليه السلام از حضرت فاطمه ‌زهرا سلام الله عليها نقل مي كند كه فرمود: “همانا هر كه با محبت آل محمد بميرد شهيد مرده است”

آثار الحجه: ج 1 ص 8ـ 9،

لقب معصومه

بنابر روایات، لقب معصومه اولین بار از سوی امام رضا(ع) بر خواهر نهاده شد و ایشان از روی محبت و اشتیاق به خواهر، او را بدین نام فراخواند. آن گونه که آن امام در جایی می فرماید:«هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده باشد.»( کریمه اهل بیت ، علی اکبر مهدی پور)

فضیلت زیارت

درباره فضیلت و پاداش عظیم زیارت آن بزرگوار روایات متعددی نقل گردیده است. از جمله اینکه امام رضا(ع) به یکی از برجسته ترین دانشمندان و محدثان اهل قم می فرماید: « ای سعد(بن سعد) از ما نزد شما قبری است» سعدبن سعد می گوید: آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع) را می گویید؟ امام رضا(ع) می فرمایند: آری، هر کس او را زیارت کند در حالی که آگاه به حق او باشد، بهشت از آن اوست»

از امام صادق(ع) نیز روایت شده است: «هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجب گردد» و در جایی دیگر روایت شده: «زیارت او همسنگ بهشت است» از امام جواد(ع) نیز این گونه نقل شده است:« هر کسی قبر عمه ام را در قم زیارت کند، به بهشت خواهد رفت.» عوالم، ج 21 ص 331

زيارت مأثور درباه حضرت معصومه (ع)

يکي از ويژگيهاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت (س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.

کريمه اهل بيت حضرت معصومه (س)

حضرت معصومه( س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب کريمه اهل بيت ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.

اشتراک گذاری این مطلب!

نقش امام صادق«علیه‌السلام» در هویت‌بخشی به جامعه و تاریخ امروز ما

27ام تیر, 1396

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا صَادِقاً مُصَدَّقاً فِی الْقَوْلِ وَ الْفِعْل‏»

نویسنده: اصغر طاهرزاد

 

 1- سیره‌ی امام صادق«علیه‌السلام» نشان می‌دهد که آن حضرت متوجه دردهای بزرگ اجتماعی بشریت می‌باشند و لذا خود را به موضوعات فرعی مشغول نمی‌کنند. حضرت بر فرهنگی تأکید می‌نمایند که از فرهنگ اشرافی اموی و عباسی جدا است تا حرکتی که با اسلام شروع شده، از طریق امویان و عباسیان از بین نرود. و این موضع‌گیری و تأکید حضرت صادق«علیه‌السلام» گمشده‌ی امروزِ ما نیز هست تا به روش آن حضرت، انقلاب اسلامی مبرّا از هرگونه اشرافیت، پایدار و پاک بماند.

 

2- سیره‌ی حضرت صادق«علیه‌السلام» نمونه‌ای از حیات توحیدی است در جمعِ بین دغدغه نسبت به مسائل اجتماعی و راز و نیازِ الهی و معارف عمیق عرفانی. لذا است که آن حضرت را در یکی از سه حالت «روزه‌داری» و «قیام عبادی» و «ذکر خدا» می‌یافتند تا در جمعِ سیاست و دیانت، راهنمای همه‌ی انسان‌های متعهد و دغدغه‌مند باشند.

 

3- زمان‌شناسی و توجه به ظرفیت زمانه و تلاش برای تعالیِ فرهنگی جامعه، به عنوان زیرساخت‌های لازم برای رسیدن به اهدافی که یک جامعه‌ی آرمانی به آن نیاز دارد، شخصیت بارز امام صادق«علیه‌السلام» بوده است. و لذا از یک طرف کارهای عمیق فرهنگی را به وسعت جهان اسلام مدیریت کردند در آن حدّ که هزاران شاگرد از علمای غیر شیعه در مکتب آن حضرت پروریدند؛ و از طرف دیگر با بصیرت تمام مواظب بودند که حرکتی از ایشان سر نزند تا عباسیان تصور کنند حضرت بر سر آن نوع حاکمیت با آن‌ها در رقابت‌اند.

 

4- امام صادق«علیه‌السلام» از یک طرف به هیچ‌وجه از شهادت نمی‌هراسیدند، ولی برای ظهور حقیقت اسلام با خلیفه‌ی غاصب، مقابله‌ی مستقیم نداشتند، و امیدوار بودند در مسیری که گشوده‌اند، پیروزی برایشان پیش خواهد آمد. روشی که از یک طرف خواب را از چشمان منصور دوانقی – آن مزوّرِ خون‌خوارِ مقدس‌نما- ربوده بود و از طرف دیگر، هیچ کاری در مقابل امام نمی‌توانست انجام دهد. این همان بلایی است که نظام اسلامی با رهنمودهای ولیّ فقیه بر سر سناتورهای آمریکایی و اسرائیل و آل سعود آورده است؛ که با نظر به سیره‌ی حضرت صادق«علیه‌السلام» چنین حضوری در این عالم و در این تاریخ برای انقلاب اسلامی پیش آمده است.

 

5- ربیع حاجب، مکرراً نقل می‌کند که منصور دوانقی تصمیم به قتل حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌گیرد و حضرت به صورت‌های مختلف، چنین امکانی را از منصور می‌گیرند، که تفصیل آن را می‌توان در کتاب‌هایی مثل «ارشاد» مفید دنبال کرد.

 

6- دوران عمر حضرت صادق«علیه‌السلام» را که از سال 83 یعنی سال تولد آن حضرت شروع شد، می‌توان به چند دوره تقسیم کرد: یک دوره تا زمانی که در کنار پدر خود قرار داشتند و همراه پدر، به شام احضار شدند و ناظر بر محاجه‌ی حضرت باقر«علیه‌السلام» با هشام بن عبدالملک بودند. و دوره‌ی دوم که با امامت حضرت، از سال 114 شروع شد و ابتدا با حاکمان اموی درگیر بودند و سپس با حاکمان بنی‌العباس، که حضرت ظریف‌ترین موضع‌گیری‌ها را در این دوران داشته‌اند؛ زیرا دوران انتقالِ حاکمیت بنی‌ امیه به بنی‌العباس است.

 

7- در راستای بصیرت حضرت نسبت به دوران انتقال حاکمیت بنی‌امیه به بنی عباس، داریم که ابوسلمه حفص بن سلیمان، تصمیم گرفت جریان بنی‌العباس را به علویان برگرداند. لذا دو نامه یکی به امام صادق«علیه‌السلام» و دیگری به عبداللّه‌بن حسن بن حسن بن علی«علیه‌السلام» فرستاد. حضرت صادق«علیه‌السلام» که متوجه‌اند نباید در بستر افرادی مثل ابوسلمه حفص بن سلیمان، حرکت کنند، نامه‌ی او را بدون آن‌که مطالعه نمایند در مقابل نامه‌رسان آتش زدند و این شعر را خواندند:

ای که آتشی می‌افروزی و روشنایی آن برای دیگری است/ و ای هیزم‌چینی که هیزمِ دیگران را فراهم می‌کنی

ولی عبداللّه بن حسن، دعوت ابوسلمه را قبول کرد و تصور نمود فرزند او یعنی محمدِ نفس زکیّه، مهدیِ امّت است و حضرت صادق«علیه‌السلام» به او تذکر دادند که این تصور باطلی است و فریب نخورد؛ ولی او نپذیرفت. و بعداً معلوم شد که حضرت متوجه بودند بنی‌العباس شرایط را از قبل برای خود شکل داده‌اند و نباید در دام رقابت با آن‌ها افتاد.

 

8- راهی که امام صادق«علیه‌السلام« در مقابل شعیان گشودند، راه فعالیت‌ فرهنگی صحیح در بدترین شرایطی است که منصور دوانقی ایجاد کرده بود و این شبیه راهی است که حضرت امام حسین«علیه‌السلام» در شرایط حاکمیت یزید و عبیداللّه در مقابل بشریت گشودند که آن، گشودن راهِ شهادت بود. راهی که حضرت صادق«علیه‌السلام» جهت فعالیت فرهنگی گشوده‌اند هنوز در تاریخ ما درست تعریف نشده، زیرا تاریخ صدساله‌ی گذشته‌ی ما در بین شهادت و سعادت واقع شده است و شهادت، تواناییِ رساندن پیام مجاهدان را در آن تاریخ دارا بود. ولی راه امام صادق«علیه‌السلام» در ادامه‌ی فرهنگ شهادت و شهیدشدن، ظهورِ هویت فرهنگی است که شهداء برای تحقق آن فرهنگ، شهادت را برگزیدند و آن راهِ عبور از فرهنگ یزیدی است که بعد از رسواییِ یزید از طریق شهدائ به صحنه‌ی تاریخ می‌آید. و نیز راهِ عبور از فرهنگ استکباری است که بعد از رسواییِ استکبار گشوده می‌شود.

 

9- منصور دوانقی قسم یاد کرده بود تیره و تبارِ خلیفه‌ی اول و دوم را بر خاندان علی‌بن‌ابیطالب«علیه‌السلام» برتری دهد و بینی علویان را به‌زعم خود بر خاک بمالد. زیرا جایگاه و تأثیر آن خاندان را احساس کرده بود. ولی از روش امام صادق«علیه‌اسلام» و تأثیر حضور تاریخی آن غافل بود. چیزی که خانم کلینتون و آقای ترامپ و سناتورهای آمریکایی و آل سعود و نتانیاهو نیز در مقابله با جمهوری اسلامی از آن غافل‌اند.

 

10- هنوز برای ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ و در مقابل پیچیدگی‌های نظام استکباری، جابربن یزید جعفی‌ها که در فرهنگ خاص اهل‌البیت«علیهم‌السلام» مقابل امویان و عباسیان پروریده شده بودند، به صحنه نیامده‌اند که بتوانند صاحب سرّ انقلاب اسلامی باشند و ظرفیت تاریخی که انقلاب اسلامی در آن ظهور کرده است را درک کنند و با مردم تا رسیدن به ظرفیت لازم مدارا نمایند. تشکل‌های ساده‌ای که امروز در صحنه‌اند؛ هنوز قدرت ادامه‌ی انقلاب اسلامی را در جهانِ پیچیده‌ی استکباری به‌دست نیاورده‌اند.

جابر بن یزید جعفی هجده سال در خدمت امام باقر (علیه السلام) بود. وقتی می خواست به کوفه برگردد، از حضرت باقر(علیه‌السلام) خداحافظی کرد و با حالت سرور و خوشحالی خارج شد. نعمان بن بشیر می گوید: « من و جابر، هم کجاوه بودیم و به طرف کوفه می رفتیم. آن روز جمعه بود و ما نماز خود را در محلی به نام«اُخیرجه»،خواندیم و راه افتادیم. در این حال مردی بلند قامت و گندمگون رسید و نامه ای در دست داشت که آن را به دست جابر داد. جابر نامه را گرفت و بوسید و بر چشم خود گذارد. نامه از طرف حضرت باقر(علیه‌السلام) بود و هنوز مهر آن حضرت خشک نشده بود. جابر گفت : «چه زمانی این نامه را از مولایم گرفته‌ای ؟!» گفت: « همین ساعت» پرسید: « بعد از نماز جمعه یا قبل از نماز؟» آن مرد گفت: « بعد از نماز» خیلی تعجب بود که در این زمان کوتاه، آن مرد این همه فاصله را طی کرده بود. با خواندن نامه، چهره اش گرفته شد.

سپس نامه را در جایی محفوظ کرد و دیگر من جابر را مسرور و خندان نیافتم تا به کوفه رسیدیم. هر یک از ما به خانه خود رفتیم. شب اول را که گذراندم، صبح برای اکرام و احترام به دیدن جابر رفتم که با منظره ای عجیب مواجه شدم. دیدم جابر از خانه اش خارج شد، در حالیکه استخوانهای مکعب شکلی را به گردن خود آویخته و بر چوب بلندی سوار است و مانند دیوانگان کلمات نامفهومی به زبان می آورد و می گوید: « منصور بن جمهور کجاست؟ آن امیر غیر مأمور؟» و کلماتی از این قبیل. پس جابر یک نگاه بسیار پر معنا به من انداخت اما نه او کلامی به من گفت ونه من به او چیزی گفتم. از این حالت جنون که به جابر دست داده بود، گریه ام گرفت که در این هنگام بچه ها و مردم کوچه و بازار جمع شدند و جابر با همان وضعیت رفت تا به میدان بزرگی رسید. در آنجا شروع کرد با بچه ها بازی کردن و دور آنها گشتن. مردم هم گفتند: « جابربن یزید دیوانه شد. وضعیت این چنین بود. چند روزی بیشتر نگذشته بود که به خدا قسم نامه ای از طرف هشام آمد که به والی کوفه نوشته بود: « در کوفه کسی است به نام جابربن یزید جعفی. او را پیدا کن و گردن بزن و سر او را برای من بفرست!» والی کوفه که از مضون نامه اطلاع پیدا کرد، به همراهان و مشاوران خود گفت: « جابربن یزید جعفی کیست؟» چون جابر هجده سال بود که کوفه را ترک کرده بود. گفتند: « جابر مرد بافضیلت و عالم و راوی حدیث است. او به حج رفته و سپس دیوانه شده و روزها در میدان بزرگ شهر با بچه ها بر چوبی سوار می شود و بازی می کند. والی مدینه آمد و دید که جابر سوار بر چوبی است و با بچه ها مشغول بازی است. گفت : «الحمدالله که خداوند ما را از کشتن او در عافیت قرارداد.» جابر به همین حال شبیه جنون بود تا ایام گذشت و امام باقر (علیه اسلام )بعد از مدتی به شهادت رسید و دوازده سال از شهادت آن حضرت هم گذشت که یزید بن ولید خلیفه بنی امیه منصور بن جمهور را والی کوفه قرارداد. معلوم شد امام باقر (علیه السلام) در طی آن نامه به جابر دستور فرموده بود تا وقتی‌که والی کوفه منصور بن جمهور نشده، خود را به دیوانگی بزن تا جانت محفوظ بماند. [1]

جابربن یزید جعفی روحِ نهضت حضرت باقر«علیه‌السلام» را می‌شناخت و تشکیلاتِ خلیفه‌ی اموی متوجه‌ی شخصیت او شده بود و لذا دستور قتل او را صادر می‌کند و از این عجیب‌تر این‌که حضرت امام باقر«علیه‌السلام» از طریق یاران خود که در دربار اموی فعالیت داشتند، از آن حکم با خبر می‌شوند و به جابر آن دستور را می‌دهند. جابر آن‌چنان از جریانات زمانه و روحی که در آن تاریخ حاکم است، تحلیل‌های اساسی دارد که وقتی تصمیم می‌گیرد از حضرت جدا شود؛ عرض می‌کند سینه‌ام در رابطه با حفظ آن اسرار سختْ به تنگ آمده است - بدین معنا که حرف‌هایی بس اساسی و ارزشمند دارد که زمانه ظرفیت درک و رائه‌ی آن را ندارد- حضرت به او توصیه می‌کنند که هر وقت در چنین فشاری قرار می‌گیرد، به بیرون شهر برود و گودالی بِکَند و سخن خود را در گودال بگوید و سپس بر آن خاک بریزد. بدین معنا که اهدافی بس بزرگ و بلند در اختیار چنین افرادی است که می‌توانند افق‌های بسیار دور و دورتر را بشناسند. آیا یارانِ انقلاب اسلامی ظرفیت‌های خود را برای چنین بصیرت‌هایی آماده کرده‌اند تا وارد اصیل‌ترین برنامه‌ریزی‌ها بشوند؟

 

11- ابن شهر آشوب روایت می‌کند که منصور دوانقی، ابو ایوب جوزی را طلبید و در حالی‌که می‌گریست نامه‌ی والیِ مدینه را به سوی او پرتاب کرد و گفت جعفربن محمد فوت کرده و اضافه کرد؛ «دیگر کجا مانند او پیدا می‌شود». سپس به ابوایوب گفت: به والی مدینه نامه بنویس تا جانشین جعفربنمحمد را یافته و به قتل برساند. پس از چند روز پاسخ نامه رسید که حضرت صادق«علیه‌السلام»، منصور دوانقی و محمدبن سلیمان – والی مدینه- و عبداللّه بن جعفر- فرزند ناقص‌الخلقه‌ی آن حضرت- و موسی‌بن جعفر و حمیده مادر موسی را جانشین قرار داده. منصور پس از دریافت نامه گفت: این‌ها را که نمی‌توان کشت.

تحلیل این نوع بصیرت و زمان‌شناسی و موضع‌گیری را در آن شرایط تاریخی را به عهده‌ی شما می‌گذارد تا روشن شود مرز قاطعیت در مقابل کفر و نفاق و مرز عبور از حاکمی آن‌چنان خونریز چگونه باید تعیین شود که نه گرفتار لیبرالیسم گردیم و نه افراط‌گرایی، آن‌چنان که آینده‌ی تاریخی خود را نادیده بگیریم.

 

12- امروز نیز اگر تعالیِ فرهنگی مناسب انقلاب اسلامی شکل نگیرد و افق‌های قدسی و در عین حال، ضد استکباریِ آن درست تعریف نشود، دوباره بنی‌العباس‌ها از علویین تشخیص داده نمی‌شوند، و باز عوام‌فریبی و باز قرارگرفتنِ طالبان ثروت در جایِ صاحبان سیره‌ی علوی، و باز تحریف‌گرانِ مکتب امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به جایِ جانشینان راستین حضرت امام.

 

13-امام صادق«علیه‌السلام» به عنوان رئیس مکتب جعفری، روحی را از طریق انقلاب اسلامی در این تاریخ ظهور دادند که منبع جوشش‌های عظیم انسانی‌اسلامی خواهد شد. جوشش‌هایی که عرفان و حماسه را به صحنه می‌آورد تا انسان‌ها از یک طرف از لیبرالیسم و زیر پاگذاردنِ ارزش‌های الهی فاصله بگیرند؛ و از طرف دیگر گرفتار افراط‌گرایی و بی‌حکمتی و غفلت از درک تاریخیِ خود نگردند. این راهی است که امام صادق«علیه‌السلام» در این تاریخ در مقابل ما گشودند.

 

14-امام صادق«علیه‌السلام» مواظب‌اند در راستای مقابله با امویان در بستر بنی‌لعباس قرار نگیرند و در نتیجه ابتکار عمل خود را از دست بدهند. همچنان‌که نظام اسلامی مواظب بود در شبکه‌ی آمریکایی مقابل با داعش قرار نگیرد و از این جهت تفکر در سیره‌ی حضرت صادق«علیه‌السلام» با نظر در تاریخی که قرار داشتند، زمینه‌ی فهمِ تاریخ امروز ما خواهد شد تا بفهمیم مشکلات ما چیست و چگونه می‌توان آن‌ها را رفع کرد. فرهنگ مدرن صورت کاملی از منصور دوانقی است، همان‌طور که صدامع صورت کاملی از یزید بود. و همان‌طور که به کمک سیره‌ی حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» از صدام عبور کردیم، با مدّ نظرقراردادنِ سیره‌ی امام صادق«علیه‌السلام» می‌توانیم از حیله‌های فرهنگ مدرن با همه‌ی پیچیدگی‌هایی که دارد، عبور کنیم.

 

15- مشکل جامعه‌ی ما در مواجهه با غرب، مشکلِ هویت است که مروز با رجوع به حضرت صادق«علیه‌السلام» به عنوان رئیس مکتب جعفری که هویت‌بخشِ فرهنگ تشیع است، رفع خواهد شد. نه آن‌که گمان شود مشکل هویت را با رجوع به غرب و عالِمانِ غرب‌زده که یک پا در این‌جا دارند و یک پا در آن‌جا، بتوانیم از این بی‌هویتیِ تاریخی که حتی فقر و بیکاری و بحرانِ خانواده‌های ما را نیز در بر گرفته؛ رهایی یابیم.

 

والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته

 

 

برگرفته شده از: ojeparvaz.blog.ir

اشتراک گذاری این مطلب!

مسابقه کتابخوانی به مناسبت هفته عفاف و حجاب

25ام تیر, 1396

مسابقه  کتابخوانی به مناسبت هفته عفاف و حجاب

واحد فرهنگی مدرسه علمیه حضرت  قاسم بن الحسن (علیهماالسلام) به مناسبت هفته عفاف و حجاب مسابقه کتابخوانی برگزار مینماید.سوالات مسابقه از کتاب” زن و بازیابی هویت حقیقی” ،گزیده ای از بیانات رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) (فصل ششم حجاب) انتخاب شده و ،فایل پی دی اف کتاب در صفحه بارگزاری شده است .

 دانلود متن کتاب

 

 لطفاً پاسخ سوالات را همراه مشخصات به ایمیل مدرسه علمیه  ی حضرت قاسم بن الحسن(علیهماالسلام) ارسال نمائید.

farhangihgh313@gmail.com

نام ونام خانوادگی:                           نام  شهر:                         شماره تماس:

زمان پاسخگویی تا سیزدهم مرداد مصادف با ولادت حضرت  امام رضا (ع)

1:مهم ترین عنصر برای  شخصیت زن چیست؟

1)حجاب       2)حیا     3)عفت      4)تکریم زن

2: میراث هزار ساله ی  ایران از نگاه مقام معظم رهبری چیست ؟

1)حجاب      2)اسلام       3)خانواده و حریم عفاف       4)ولایت

3: عنوانی که غربی ها برای مخالفت با حجاب ذکر می کنند چیست ؟

1)     حجاب مانع آزادی است

2)   حجاب محدودیت است

3)   حجاب نماد یک حرکت مذهبی است

4)   حقوق زن در جامعه

4:کدام گزینه در مورد چادر درست است؟

1)حجاب اسلامی است       2)حجاب ایرانی است   3) لباس ملی ماست      4)هرسه مورد

5:کدام گرینه  جز فلسفه و اهمیت حجاب از نگاه مقام معظم رهبری نیست ؟

1)     تکریم زن     2)جلوگیری از اختلاط بی قید وشرط زن و مرد   3) رسیدن به رتبه معنوی عالی

4)    دستور موکد اسلام به عنوان یک اصل مهم

 

…………………………………………………………………………………………………………………………………………………

سولات تشریحی

1: تاکید زیاد رهبری به مساله حجاب به چه دلیل است ؟

 2:در اسلام به چه دلیل بر عفت زن بیش از پیش تاکید شده است؟

3:به چه دلیل مسائل محرم نامحرم ،حجاب، خانواده و کنترل نگاه این مقدار مورد تاکید است ؟

4: بزرگ ترین اهانت به زن چیست ؟

5:بزرگترین عامل انحراف جامعه و زنان چیست ؟

موفق باشید

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

احکام پوشش و آرایش

24ام تیر, 1396

یکی از مباحث مهم فقهی که مورد نیاز آحاد افراد جامعه می‌باشد احکام «پوشش و آرایش» است. «پوشش» یک امر طبیعی برای انسان‌ها و از ممیزات او نسبت به دیگر موجودات است. «آرایش» هم رفتاری است که از تمایل انسان به خودآرایی نشئت می‌گیرد. اسلام در احکامی که در مورد پوشش و آرایش وضع کرده، این دو مسئله را نظام‌مند کرده به‌گونه‌ای که شخصیت وزین و مطلوب را برای آقایان و بانوان حفظ کند.

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (KHAMENEI.IR) چندی پیش اعلام کرد به پرسش‌های شرعی مخاطبان درباره‌ی احکام پوشش و آرایش پاسخ می‌دهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسین فلاح‌زاده -عضو دفتر استفتائات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای و رئیس مرکز موضوع‌شناسی احکام فقهی- به پرتکرارترین سؤالات مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پاسخ داده است که متن پاسخ‌ها همزمان با ۲۱ تیرماه، روز عفاف و حجاب به شرح زیر منتشر می‌شود.

1. محدوده‌ی پوشش خانم‌ها و آقایان چقدر باید باشد؟
خانم­‌ها در نگاه نامحرم تمام بدن را باید بپوشانند غیر از دو موضع که واجب نیست پوشانده شود البته در صورتی که آرایشی یا زیوری نداشته باشد. آن دو موضعی که واجب نیست یکی گردی صورت است به مقداری که در وضو لازم است شسته شود، یکی هم دست­‌ها از نوک انگشتان تا مچ. این مقدار هم البته اگر آرایش و زینتی داشته باشد حتماً باید پوشانده شود.
به دست داشتن انگشتر هم اگر ساده باشد، چشمگیر نباشد، به نظر حضرت آقا پوشاندنش واجب نیست اما اگر ساده نیست و چشمگیر است باید پوشانده شود.
اصل حجاب درباره‌ی آقایان پوشاندن عورتین است اما اگر در جایی قرار می­‌گیرند که در معرض نگاه شهوت‌آلود دیگران یا به‌گونه­‌ای است که طرف انگشت‌نما می­شود، باید به مقدار لازم و متعارف بدن را بپوشاند.

۲. آیا پوشاندن پا از نگاه نامحرم برای خانم‌ها واجب است یا خیر؟ و حکم پوشش پا برای خانم‌ها در هنگام نماز در صورتی که نامحرم در آنجا نباشد چیست؟
خانم‌ها در مقابل نامحرم باید پاها را بپوشانند؛ تنها دو موضع برای پوشش خانم‌ها در حضور نامحرم استثنا شده است: «گردی صورت و دست‌ها تا مچ» البته به شرط اینکه آرایش و زیوری که جلب توجه کند و چشمگیر باشد نداشته باشند.
اما در نماز سه موضع استثنا شده که پوشاندن آن واجب نیست؛ «گردی صورت» به مقداری که در وضو شسته می‌شود، «دست‌ها تا مچ» و «پاها تا مچ، به شرط اینکه نامحرمی نباشد».

. مرد تا چه اندازه اختیار دارد همسر خود را ملزم به پوشش و آرایش خاصی نماید؟ و زن تا چه حد باید به حرف شوهرش در این‌باره گوش دهد و رعایت حجاب یا رعایت نکردن آن را الزامی بداند؟
مسئله‌ی پوشش و آرایش ربطی به دستور یا نهی شوهر ندارد بلکه حکم خدا است و خانم‌ها باید در جاهایی که حجاب واجب است یعنی در نگاه نامحرم مراعات کنند حتی اگر شوهر مخالفت کند.
بعکس در جاهایی که حجاب واجب نیست، اطاعت از امر شوهر به حجاب باز هم واجب نیست؛ مگر اینکه موردی باشد که اگر خانم اطاعت نکند، اختلاف یا مشاجره به وجود می‌آید و خدای ناکرده منجر به جدایی خواهد شد یا ترس از این باشد، در اینجا چون امر مهمی در میان است اطاعت لازم می‌باشد.

۴. آیا استفاده از حلقه‌ی ساده‌ی ازدواج برای خانم زینت محسوب می‌شود؟
انگشتر خانم‌ها اگر چشمگیر نبوده و ساده باشد -حالا فرقی نمی‌کند که مربوط به ازدواجش بوده یا خودش تهیه کرده و یا هدیه گرفته است- پوشاندنش واجب نیست. اما اگر انگشتر چشمگیر و خاص است باید از نگاه نامحرم پوشانده شود.

۵. برخی از خانم‌ها در شبکه‌های مجازی با قصد خیر و هدف ترویج حجاب اسلامی و چادر مشغول به فعالیت هستند و عکس‌های خود را با حجاب کامل منتشر می‌نمایند. لکن در برخی موارد همین تصاویر موجب سوءاستفاده قرار می‌گیرد؛ تکلیف چیست؟
اگر این تصاویر مورد سوءاستفاده قرار گیرد یا تحریک‌آمیز باشد یا مفسده‌ای برای خانم داشته باشد، جایز نیست.

. آیا استفاده‌ی نوع خاصی از حجاب با رنگ‌های متنوع جهت جذب دیگران به مقوله‌ی حجاب جایز است؟
استفاده از رنگ‌های متنوع اگر به‌گونه‌ای باشد که موجب جلب توجه نامحرم شده به‌طوری‌که خانم انگشت‌نما شود جایز نیست. درست است که برخی قصد خیر دارند و می‌خواهند حجاب تمیز و شیک داشته باشند و مرتب باشند و با این کار دیگران را جذب کنند تا حجاب ترویج پیدا کند، اما باید به این نکته توجه داشته باشند طوری نشود که در نگاه دیگران حتی بین خانم‌ها انگشت‌نما شوند؛ یا موجب جلب توجه نامحرم شوند که در این دو صورت جایز نیست. اما اگر این‌گونه نیست و حجابشان عادی است و دیگران هم جذب این حجاب می‌شوند، قطعاً اشکالی ندارد.

۷. حکم پوشیدن ساپورت و شلوار لی یا شلوار جین و روسری و کفش رنگی و مانتوی کوتاه در زیر چادر چیست؟
برای پوشش شرایطی ذکر شده ازجمله اینکه برجستگی‌های بدن مشخص نباشد. در مورد ساپورت، این‌گونه است که تمام هندسه‌ی بدن مشخص است؛ بنابراین حجاب کاملی نیست اما نسبت به نوع‌های رنگی شلوار جین و لی، اگر زیر چادر باشد و پیدا نباشد، حکم خاصی ندارد؛ به فرض اینکه پیدا هم باشد اگر به‌قدری چسبان نباشد که هندسه‌ی بدن مشخص باشد -یعنی یک مقداری گشاد باشد که برجستگی بدن مشخص نباشد- و اینکه رنگش به‌گونه‌ای نباشد که فرد انگشت‌نما شود و به‌اصطلاح لباس شهرت نباشد، اشکالی ندارد.

۸. آیا پوشیدن چادر در کشورهای غربی و یا استفاده از پوشیه در شهرهایی که متداول نیست، حکم لباس شهرت را پیدا می‌کند و اشکال دارد؟
اصل مراعات حجاب لازم است یعنی اگر فرد به جایی رفت که افراد بی‌حجاب هستند، او باید حجاب را مراعات کند؛ اگرچه چادر حجاب برتر و بهتر است اما اگر در جایی پوشیدن چادر یا پوشیه برایش مفسده دارد و ممکن است مورد تعرض قرار گیرد، در آنجا به خاطر وجود مفسده، استفاده از چادر یا پوشیه جایز نیست.

۹. آیا منظور از نگاه پزشک به بیمار غیرهمجنس، نگاه به قسمت‌های خاص بدن است و یا نگاه همراه با لذت و گناه به بیمار؛ در این صورت تشخیص توسط بیمار چگونه خواهد بود؟
نگاه حرام -چه برای پزشک و چه برای غیرپزشک- نگاه به قسمت‌هایی از بدن زن است که در نگاه نامحرم باید بپوشاند؛ یعنی نگاه به غیر از صورت و دست‌ها، یا نگاه شهوت‌آلود به خانم؛ این به حکم اولی نگاه حرام است. اما در صورت اضطرار و ناچاری که پزشک همجنس موجود نباشد یا اگر هست در دسترس نیست و فرد ناچار است، در این صورت پزشک قسمت‌های دیگر بدن را هم به ضرورت می‌تواند برای معاینه و معالجه‌ی لازم نگاه کند.
تشخیص نگاه شهوت‌آمیز هم به خود پزشک برمی‌گردد و معمولاً تشخیصش برای بیمار مشکل است. اگر خانم می‌خواهد به پزشک مراجعه کند و می‌داند پزشک برای درمان او باید به جاهایی که نگاه نامحرم به آن حرام است نگاه کند، در صورتی که پزشک همجنس وجود داشته باشد، نمی‌تواند به پزشک غیرهمجنس مراجعه کند ولو اینکه پزشک همجنس با تأخیر حاضر می‌شود، اما اگر تأخیر ممکن نیست و چاره‌ای ندارد، این مراجعه اشکال ندارد. اگرچه وظیفه‌ی پزشک هم این است که در نگاه به مقدار ضرورت اکتفا کند.

۱۰. در صورتی که پزشک متخصص همجنس و غیرهمجنس برای خانم‌ها وجود دارد اما پزشک مرد برای معاینه و معالجه‌ از تخصص بالاتری برخوردار است، آیا در این صورت مراجعه به پزشک مرد برای خانم‌ها جایز است؟
در صورتی که پزشک همجنس وجود دارد و می‌تواند معاینه و معالجه کند هرچند ممکن است پزشک غیرهمجنس تخصص بالاتری داشته باشد، مراجعه به پزشک غیرهمجنس در صورتی که مستلزم لمس و نظر حرام باشد جایز نیست.
اما اگر تخصص پزشک همجنس خیلی پایین است و مطمئن هستند که نمی‌تواند معالجه کند، در این صورت در حقیقت پزشک همجنس که بتواند این بیمار را معالجه کند وجود ندارد؛ اما باید توجه داشت بهانه‌ی اینکه  پزشک غیرهمجنس تخصص بالاتری دارد و بهتر عمل می‌کند، مجوزی برای مراجعه به او نیست.

۱۱. در شهرهای کوچک که متخصص خانم کم است، آیا باید کل شهر را بگردیم تا پزشک خانم پیدا کنیم؟ و در صورت نبود متخصص خانم، آیا لازم است به شهرهای همجوار برویم؟
به هر حال لمس بدن نامحرم حرام است و نگاه به آن قسمت‌هایی که باید پوشانده شود حرام است. خانم هم اگر بیمار باشد بدون مجوز شرعی نمی‌تواند خودش را در معرض نگاه یا لمس حرام قرار دهد؛ مثلاً اگر در آن طرف شهر و یا در شهرهای همجوار، پزشک متخصصی هست و ایشان هم بیماریش شدید نیست و از نظر مالی نیز برایش امکان دارد و به‌طور معمول هزینه‌اش را دارد و امکان مراجعه هم هست، این‌چنین شخصی نمی‌تواند مرتکب فعل حرام شود.

۱۲. گرفتن نبض و یا دیدن چشم و گوش و دهان و دندان خانم‌ها توسط پزشک مرد اشکال دارد؟
گوش ازجمله قسمت‌هایی است که خانم باید از نگاه نامحرم بپوشاند؛ بنابراین اگر مجوزی ندارد، مراجعه به پزشک غیرهمجنس جایز نیست اما اگر اضطرار باشد (مثلاً پزشک همجنس موجود نباشد) اشکالی ندارد.
درباره‌ی معاینه‌ی دهان و دندان هم پزشک غیرهمجنس برای معاینه و معالجه نگاه نکند ولی اگر پزشک همجنسی وجود ندارد باز هم مثل سایر موارد اشکالی ندارد.
درباره‌ی گرفتن نبض هم اگر از روی لباس باشد یا پزشک دستکش داشته باشد و مفسده‌ای وجود نداشته باشد، اشکالی ندارد. اما اگر پزشک دستکش ندارد و از روی لباس هم نیست و بدن خانم لمس می‌شود، این کار جایز نیست مگر در صورت اضطرار.

۱۳. چه نوع پوششی از حیث رنگ، جنس و نوع برای خانم‌ها در مقابل نامحرم اشکال دارد؟
به‌طورکلی اگر لباس به‌گونه‌ای باشد که فرد را در نگاه دیگران انگشت‌نما نموده و یا جلب توجه نامحرم کند -حتی در کیفیت پوشیدن- پوشیدن آن جایز نیست. در پوشش بیرون شرایطی برای لباس گفته‌اند: اینکه بدن را به مقدار کامل بپوشاند، خیلی نازک نبوده و بدن‌نما نباشد، از نظر حجم طوری باشد که برجستگی‌ها و برآمدگی‌های بدن را بپوشاند، خیلی تنگ و چسبان نباشد و همچنین این لباس مروج فرهنگ ابتذال و یا فرهنگ دشمنان نباشد. یعنی خودتان استقلال داشته باشید.

۱۴. آیا استفاده از چادر براق و رنگارنگ در برابر نامحرم اشکال دارد؟
نه، اشکالی ندارد مگر اینکه به‌گونه‌ای باشد که جلب توجه نامحرم کند یا در حدی است که فرد انگشت‌نما می‌شود.

۱۵. در استفاده از لباس‌های تنگ و چسبان چه معیارهایی باید رعایت شود؟
به‌طورکلی لباس نباید به‌قدری چسبان باشد که حجم و هندسه‌ی بدن مشخص شده و یا موجب جلب توجه نامحرم یا انگشت‌نما شدن شود.

۱۶. آیا پوشیدن جوراب نازک برای خانم­‌ها به‌طوری‌که پا در مقابل نامحرم مشخص باشد جایز است؟
از جمله شرایط پوشش و لباس این است که بدن­‌نما و نازک نباشد که پوست بدن پیدا باشد. بنابراین پا باید از نگاه نامحرم پوشانده شود، اگر خانمی جوراب نازک بپوشد که پا دیده شود، حجابش کامل نیست و جوراب باید در حدی باشد که پا پیدا نباشد.

۱۷. خانم­‌هایی که موی بلند دارند و موی خود را در زیر روسری یا چادر در پشت سرشان می­‌بندند به‌گونه‌ای‌که یک برآمدگی زیر روسری یا چادر ایجاد می­‌شود، این مسئله شرعاً چه حکمی دارد؟
اگر این وضع به‌گونه­‌ای باشد که جلب توجه نامحرم ­کند یا خانم انگشت‌نما شود و شکل و شمایل خاصی پیدا کند حرام است اما اگر در آن حد نباشد اشکالی ندارد.

۱۸. پوشیدن کفش­‌های پاشنه‌بلند برای بانوان چه حکمی دارد؟
اگر موجب جلب توجه نامحرم شود یا خانم انگشت­‌نما می­شود جایز نیست اما اگر در آن حد نباشد اشکالی ندارد.

۱۹. پوشیدن تی­‌شرت­‌های کوتاه برای پسران و مردان به‌نحوی که بخشی از بدن در معرض دید قرار می­‌گیرد چه حکمی دارد؟
به‌طورکلی اگر انسان لباسی بپوشد که مثلاً کوتاه است یا قسمتی از بدن پیدا است یا شکل و شمایل خاصی دارد و جلب توجه می­‌کند و ممکن است انگشت‌نما شود و مردم بگویند این چه وضعیت و لباسی است، اگر در آن حد باشد حرام است.

۲۰. پوشش دختر در مقابل خواستگار چگونه باید باشد؟
دختری که هنوز عقدش با پسری که به خواستگاری او آمده خوانده نشده -ولو انگشتر هم آورده باشند- بنا بر حکم اولی نامحرم هستند و حدود و ثغور شرعی در رابطه با حجاب، نگاه و حتی صحبت باید رعایت شود، اما یک استثنائی وجود دارد؛ زمانی که خواستگار آمده، همه‌ی صحبت­‌ها شده و توافق صورت گرفته، فقط مانده که پسر نامزدش را خوب ببیند که آیا کاملاً مورد پسند است یا خیر؛ گفته‌اند یک نگاه به مو و اینها اشکالی ندارد آن هم احتیاط این است که لباس توری داشته باشد و از روی آن ببیند اما این بدان معنا نیست که هر روز خواست صبح و شب راه بیفتد دخترها را ببیند بعد راجع به شرایط صحبت بکند.

۲۱. آیا دختربچه‌ها را قبل از رسیدن به سن بلوغ باید ملزم به رعایت حجاب کرد؟
کودک قبل از سن بلوغ تکلیف ندارد، ولی از نظر تربیتی اگر در معرض نگاه نامحرم است، باید تا حدودی حجاب را رعایت کند. این کار وظیفه‌ی پدر و مادر یا سرپرست کودک است. اما زمانی این کار واجب است که رعایت نکردن حجاب برای کودک مفسده­ داشته باشد یا در معرض نگاه حرام قرار گیرد یا خوف این باشد که اگر الان حجاب را رعایت نکند در آینده بی­‌حجاب بار می­‌آید و حجاب را مراعات نمی­‌کند؛ در این صورت حجاب لازم است و در غیر این صورت خیر.

۲۲. بعضاً دیده می­­‌شود بعضی از فروشگاه­‌ها یا شرکت­‌ها برای جذب مشتری از دختران و زنان کارمند می‌خواهند نوع خاصی از آرایش و پوشش را داشته باشند که حدود شرعی در آن رعایت نمی­‌شود. درآمدی که شرط به دست آمدنش قبول انجام چنین چیزی باشد برای دو طرف کارفرما و کارمند چه حکمی دارد؟
نه کارمند مجاز است اینجا دستور کارفرما را اطاعت کند و حجاب را رعایت نکند یا در مقابل نامحرم با آرایش ظاهر شود، نه کارفرما شرعاً مجاز است و چنین حقی دارد که چنین دستوری دهد؛ اگر هم دستور داد آنها نمی­‌توانند اطاعت کنند و لذا اگر اطاعت کرده و حجاب را رعایت نکردند یا در مقابل نامحرم با آرایش حاضر شدند، کار حرامی مرتکب شده‌اند. اما درآمدشان، اگر کاری که انجام می­‌دهند و شغلشان خلاف نباشد و کالایی که می­‌فروشند فروش آن کالا اشکالی نداشته باشد، درآمد و مزدی که می­‌گیرند حلال است. اما اقدام او به آرایش کردن یا اجبار کردن کارمندان به آرایش کردن، کار خلافی است و شایسته نیست که انسان درآمدی کسب کند که در طریق آن، کار حرام مرتکب می‌شود.

۲۳. دختری در بیرون از منزل چادری است و حجاب کامل دارد اما در داخل منزل و در مقابل نامحرم­‌های فامیل لباس‌هایی می­‌پوشد که حجابش کامل نیست یا حجم بدنش مشخص است. حکم این کار چیست و آیا تفاوتی بین نامحرم­‌های فامیل و غریبه وجود دارد؟
تفاوتی بین نامحرم­‌ها وجود ندارد و نامحرم نامحرم است؛ ممکن است در معاشرت مسائلی وجود داشته باشد؛ مثلاً اینکه یک خانم وقتی شوهر خواهرش به منزلشان می‌آید، با حفظ حجاب کامل، با او سر یک سفره می­‌نشیند و غذا می­‌خورد، اما با نامحرم غریبه سر یک سفره نمی‌نشیند. اما اینکه آیا محرم و نامحرم درجه­‌بندی دارد و یکی بیشتر نامحرم است آن یکی کمتر، خیر.

۲۴. پوشش خانم‌ها در مقابل محارم غیر از همسر چگونه باید باشد؟
قسمت­‌های خاص بدن باید پوشیده باشد و نگاه به غیر آن قسمت‌ها اشکال ندارد. ولی گاهی همان‌جا هم حکم ثانوی بار می­‌شود؛ زمانی که خانمی در معرض نگاه بد محرم خود قرار ­بگیرد یا احتمال ­دهد که محرمش نگاه بد دارد یا برای او تحریک‌آمیز باشد یا از نظر تربیتی مشکلی وجود داشته باشد باید آن مواضع را هم بپوشاند.

۲۵. مصداق آرایش چیست؟
مصداق آرایش را باید عرف تعیین کند؛ یعنی عموم مردم -افرادی که در محل زندگی شخص هستند- اگر کاری را آرایش بدانند و خانم آن آرایش را داشته باشد باید از نگاه نامحرم بپوشاند. مثلاً کرم ساده و معمولی را کسی آرایش نمی­‌گوید.

۲۶. منظور از عرف در بحث آرایش و زینت، عرف متشرعین است یا عرف کوچه و خیابان؟
سؤال کردند این عرف چه کسانی هستند؟ متدین­‌ها هستند یا مردم عادی؟ جواب این است که همه‌ی مردم هستند، آنهایی که آرایش را تشخیص می­‌دهند -ولو متشرع هم نباشند ولی آرایش را می‌شناسند- اگر بگویند این کار آرایش است، آرایش محسوب شده و در غیر این صورت آرایش نیست.

۲۷. آرایش کردن زنان و ظاهر شدن در مقابل نامحرم چه حکمی دارد؟
اگر خانمی آرایش داشته باشد، باید آرایشش را از نگاه نامحرم بپوشاند. اگر او آرایش کند به قصد اینکه نامحرم ببیند، این کار حرام است؛ اگر عمداً در نگاه نامحرم چهره‌ی آرایش‌شده‌اش را نپوشاند آن نیز حرام است؛ مواردی هم که در بحث پوشش خانم‌ها استثنا شده (گردی صورت و دست­‌ها تا مچ) در صورتی است که آرایش و زینتی نداشته باشند.

۲۸. کاشت ناخن و مژه‌ی مصنوعی چه حکمی دارد و تکلیف چنین افرادی نسبت به وضو و غسل چیست؟
اگر این کار در وقت نماز صورت نمی‌گیرد و شخص می­‌داند که برداشتن مانع بعداً مشکل است، بهتر است این کار را نکند. ولی اگر این کار را انجام داده است، حال وقت نماز شده و می­‌خواهد نماز بخواند و به وضو یا غسل احتیاج دارد؛ در این وضعیت باید این مانع را برطرف کند، فرقی هم نمی­‌کند ناخن کاشته باشد یا مژه‌ی مصنوعی، ولو اینکه این برطرف کردن با صرف وقت یا هزینه یا کمک گرفتن از دیگران ممکن بشود، به هر حال باید این مانع را برطرف کند زیرا وجود این مانع نمی‌گذارد آب به مژه­‌های اصلی و پوست برسد.
اما اگر متوجه ­شود وقت نماز دارد می­‌گذرد و فرصت برداشتن این مانع نیست یا هزینه‌ی بسیار بالایی لازم است که الان این هزینه را ندارد یا برداشتنش بسیار دشوار و سخت است و نتواند بردارد، آن وقت تکلیف و وظیفه عوض می­‌شود؛ به این معنا که چون مانع وجود دارد باید وضو و غسل جبیره انجام دهد و نمازش را بخواند.

۲۹. حکم استفاده از لوازم آرایشی و انواع کرم­‌ها و لاک چیست و تکلیف وضو و غسل کسی که استفاده کرده است چه می­‌باشد؟
آراستگی و آرایش کردن برای خانم­ در صورتی که نخواهد در نگاه نامحرم ظاهر شود، برای شوهر یا حضور در مجلس زنانه­ که هیچ مرد نامحرمی وجود ندارد اشکالی ندارد؛ اما اگر خدای ناکرده این آرایش برای نامحرم باشد یا می­‌داند در معرض نگاه نامحرم قرار می­­‌گیرد، آرایش کردن برای نامحرم حرام است.
حالا اگر شخص آرایش کرده باشد، تکلیفش برای وضو و غسل چیست؟ اگر آرایش در حدی است که آب به پوست نمی‌رسد حتماً باید آن را برطرف کند اما اگر وضعیتی دارد که نمی­‌تواند آرایش را برطرف کند، مثلاً وقت نماز می­‌گذرد یا اینکه اینها الان برطرف نمی­­‌شود یا خیلی سخت است و یا موادی لازم دارد که الان در دسترس نیست یا هزینه­‌اش را ندارد، در این وضعیت از باب ناچاری تکلیف عوض می­‌شود و با همان وضعیت وضو می­‌گیرد یا غسل می­‌کند و حکم وضو و غسل جبیره را پیدا می‌کند.

۳۰. استفاده از عطر و ادکلن برای خانم­‌ها چه حکمی دارد؟
استفاده از عطر و ادکلن اگر برای شوهر یا حضور در مجلس زنانه یا در جمع  محرم‌ها باشد اشکالی ندارد اما عطر و ادکلنی که موجب توجه نامحرم شود یا ممکن است نامحرم استشمام ­کند و تحریک شود حرام است.

۳۱. حکم استفاده از لوازم آرایشی که بعضاً مضر هستند چیست؟
اگر ضرر قابل توجه داشته باشند، استفاده از آنها حرام است؛ ممکن است برخی آرایش­‌ها سوزش یا درد مختصری داشته باشد ولی ضرر معتنابهی نداشته باشد، که اشکالی ندارد.
به هر حال تشخیص با خود مکلف است یا به تشخیص متخصص اعتماد کنند. ممکن است کسی بیماری پوستی داشته باشد و استفاده از یک نوع لوازم آرایش برای او مضر باشد نه برای افراد دیگر که در این صورت استفاده از آن برای او حرام است.

۳۲. تتو کردن ابرو و سایر اعضای بدن چه حکمی دارد و وظیفه‌ی مکلف نسبت به وضو و غسل چیست؟
تتو کردن اگر برای بدن ضرر قابل توجهی داشته باشد یا تصاویر مستهجن یا مطالب باطلی را بر بدن تتو کنند جایز نیست؛ اما اگر برای بدن ضرری نداشته باشد و مطالبی که نوشته شده، مطالب یا نماهای حرامی نباشد و مفسده­‌ی دیگری بر این کار مترتب نشود اصلش اشکالی ندارد؛ اگرچه مستحب و پسندیده هم نیست.
تتو کردن همچنین نسبت به وضو و غسل -آن چیزی که امروزه متداول است در تتو کردن که جوهر زیر پوست می‌رود- مانع نیست و وضو و غسل فرد اشکالی ندارد.
اما حکم تتو کردن از جهت دیگر این است که اگر خانمی ابرو یا دستش را تتو کرده و آرایش محسوب شود ولو آرایش ثابت، باید از نگاه نامحرم بپوشاند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

 
روز دختران