ای پاسخ بی چون و چرای همه ی ما

ای پاسخ بی چون و چرای همه ی ما اکنون تویی و مساله های همه ی ما
کو آن که، در این خاک سفر کرده ندارد سخت است فراق تو برای همه ی ما
ای گریه ی شب های مناجات من از تو لبخند تو آیین دعای همه ی ما
تنها نه من از یاد تو در سوز و گدازم پیچیده در این کوه صدای همه ی ما
ای ابر اگر از خانه ی آن یار گذشتی با گریه بزن بوسه به جای همه ی ما
ما مشق غم عشق تو را خوش ننوشتیم اما تو بکش خط به خطای همه ی ما
گر یاد تو جرم است غمی نیست که عشق است جرمی که نوشتند به پای همه ی ما
در آتش عشق تو اگر مست نسوزیم سوزانده شدن باد سزای همه ی ما
فاضل نظری